تبليغاتX
راه آزادی
خانهایمیلآرشیوRss
Search

نفرت پراکنی ناسیونالیستی موقوف! 

موضوع: شنبه چهارم خرداد 1387 1:20

نفرت پراکنی ناسیونالیستی موقوف!

 

طی روزهای اخیر اتحادی کم نظیر از جریانات حکومتی و اپوزیسیون راست، علیه مردم خودنمایی کرد. هراندازه این اتحاد شکننده و این تلاش ساختگی باشد، اما مضمونی به غایت ارتجاعی دارد. چرا که میکوشد تا مبارزه مردم علیه گرانی و فلاکت و اختناق و برای رهایی از شر جمهوری اسلامی را با دامن زدن به ناسیونالیسم ایرانی و فاشیسم ضد عربی کمرنگ کند. این تلاشی تماما ارتجاعی، مستقیما در خدمت رژیم اسلامی و دامن زدن به عقب مانده ترین تعصبات است.

 

به بهانه "روز ملی خلیج فارس"، که از روزهای "مقدس" جمهوری اسلامی است، صفی متحد از بسیجی ها و اوباش حزب الله رژیم، تحکیم وحدتی ها  و ملی مذهبی ها و پان ایرانیست ها ، طیف های مختلف سلطنت طلب و جمهوریخواه ملی، اتحادی از رادیو تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی تا رسانه های لس آنجلسی و امثال رادیو فردا و رادیو آمریکا، همه یکصدا هیاهو براه انداخته اند که گویا مردم ایران با "فاجعه" تغییر نام خلیج فارس و ادعای مالکیت دولت امارات بر "سه جزیره" روبرویند!  روز ١٠ اردیبهشت، جماعتی متشکل از "دانشجویان بسیجی" و  تحکیم وحدتی ها و پان ایرانیست ها به نوبت جلوی سفارت امارات تظاهرات کردند و شعارهای ناسیونالیستی و فاشیستی و ضد عرب سر دادند و روز جمعه در "همایش راهپیمایی خانوادگی" که از سوی تربیت بدنی، شهرداری و صدا و سیما و آموزش پرورش تبریز سازمان داده شده بود، چند شعار ناسیونالیستی در گوشه و کنار بالا رفت و صدای آمریکا آنرا بعنوان "اعتراض گسترده مردم تبریز به تحریف نام خلیج فارس" در صدر اخبار خویش قرار داد!

 

این دعوائی در  چهارچوب نزاع تاریخی ناسیونالیسم ایرانی و عربی است. زمانی نام اروند رود و شط العرب بهانه  نفرت پراکنی و جنگ افروزی بود و امروز نام خلیج بهانه این نزاع ارتجاعی قرار گرفته است. نفس این مجادله در خدمت منافع دولتهای ارتجاعی و بر ضد کل مردم منطقه است. اسم این آبراه مطابق اسناد سازمان ملل َو قراردادهای بین المللی هر چه باشد هیچ تقدسی ندارد. تا زمانی که نام خلیج به قومیت و ملیت معینی رجوع کند بهانه و محملی در دست دولتها و نیروهای ناسیونالیست برای دامن زدن به تخاصم و کشمکش میان کشورهای حاشیه خلیج خواهد بود. از نظر منافع توده مردم منطقه بهترین نام آنست که به هیچ ملیت و قومیتی رجوع نکند. بی گمان زمانی که قدرت سیاسی در دست کارگران و توده مردم زحمتکش قرار بگیرد میتوان با انتخاب یک نام بیطرف برای خلیج و همچنین تصمیم گیری مورد پذیرش همه مردم کشورهای حاشیه خلیج در مورد سه جزیره بر کل این تنشهای قومی و ملی نقطه پایان گذاشت. کارگران میهن ندارند و کل جهان را عرصه زندگی و اعتلاء بشریت آزاد و برابر میدانند. وقتی کارگران و مردم ایران جمهوری اسلامی را سرنگون کردند و اختیار خود را بدست گرفتند میتوانند بر مبنای سعادت انسانها در این باره تصمیم بگیرند. اما اکنون مساله مهم مردم ایران، مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و ساختن زندگی شایسته انسان است. این دعوای "تحریف نام خلیج" و "مالکیت سه جزیره" دقیقا میخواهد بر همین مبارزه خاک بپاشد. گویی جنگ ٨ ساله و آنهمه لطمه زدن به مردم ایران و عراق کافی نبود، حالا میخواهند مقدمات جنایت دیگری را تدارک کنند. 

 

بعد از ناکامی جمهوری اسلامی برای تبدیل کردن "انرژی هسته ای" (یعنی تلاش برای ساختن بمب اتم و چانه زدن با بورژوازی جهانی بمنظور بقاء خود) به یک "مساله ملی"، اکنون  ناسیونالیسم ایرانی، در حاکمیت و بیرون حاکمیت، میکوشد حول "تحریف نام خلیج فارس" و "مالکیت سه جزیره"، مبارزه مردم را به بیراهه بکشاند و عملا یک "ریسمان الهی" دیگر به رژیم اسلامی تقدیم کند. صف راست اینبار میکوشد تا از ظرفیت های ضد عرب ناسیونالیسم عظمت طلب ایرانی علیه آزادیخواهی و برابری طلبی مردم و مبارزه شان برای رهایی از شر رژیم اسلامی و ساختن یک جامعه آزاد و برابر سود جوید. اما ما به نمایندگی از جانب همه کارگران و همه مردم حق طلب و آزادیخواه سراسر کشور که برای حقوق سیاسی و مطالبات رفاهی خود در نبردی هر روزه و بی امان علیه جمهوری اسلامی  قرار دارند، و بهترین های دنیا را میخواهند، به این حضرات اطمینان میدهیم که این تلاشهای ارتجاعی بجائی نخواهد رسید. جماعتی که به لاطائلات ناسیونالیستی ٢٥٠٠ ساله متکی میشوند، شعور مردم و نفوذ سوسیالیسم و آزادیخواهی، مدرنیسم و احترام به انسان در جامعه ایران را دستکم گرفته اند. یا صحیح تر در وحشت از همین شعور و آزادیخواهی سوسیالیستی و چپ است که در اوج مبارزه مردم علیه گرانی و فلاکت و حجاب و زندان و اعدام و شلاق، چنین مضحک به تعصبات ناسیونالیستی متوسل شده اند. مردم ایران با سرنگون کردن جمهوری اسلامی ناسیونالیسم و قومپرستی را نیز به گور خواهند سپرد. اینرا ما مردم و کارگران و حزب کمونیست کارگری ضمانت میکنیم.  

 

حزب کمونیست کارگری ایران

٣ مه ٢٠٠٨، ١٤ اردیبهشت ١٣٨٧

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

پوستر اول می 

موضوع: یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 18:22

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

اعلامیه حزب کمونیست کارگری به مناسبت اول مه 2008 

موضوع: شنبه هفتم اردیبهشت 1387 18:24

اول مه امید دنیاست!

 اول ماه مه، روز جهانی کارگر، در شرایطی فرا میرسد که نشانه های یک بحران مالی - اقتصادی گسترده و  جهانی مشاهده میشود و  مقامات بانک جهانی به  دولتهای سرمایه داری در باره خطر شورش گرسنگان به دلیل گرانی غذا هشدار میدهند! این چشم انداز بحران و فلاکت  جهان ما را که فی الحال در قهقرای "نظم نوینی" و آتش جنگ قدرت تروریسم دولتی غرب و تروریسم اسلامی دست و پا میزند، از این هم که هست تیره و تارتر میکند. امید برای تغییر این اوضاع را باید اساسا در مبارزه و تلاش وقفه ناپذیر طبقه ای جستجو کرد که اکثریت عظیم ساکنان کره زمین را تشکیل میدهد و این دنیای وارونه بر پایه بردگی مزدی او و برای حفظ این بردگی بنا شده است. اول مه روز اعتراض و اتحاد جهانی این طبقه در عین حال روز متحد شدن همه بشریت آزادیخواه و محروم برای تغییر جهان واژگونه فعلی و نهادن آن بر قاعده است. ما همه کارگران جهان و همه بشریت آزایخواه را فرامیخوانیم تا در اول مه علیه سرمایه و فجایع سرمایه داری، علیه گرسنگی و جنگ، علیه ترور و جهل و دست بالا گرفتن مذهب، علیه بی حقوقی و نابرابری و  برای تحقق آزادی، برابری و هویت انسانی به میدان بیایند.  

 

در ایران، طبقه کارگر و اول مه عینا با همین اوضاع  روبروست. با این تفاوت که در ایران رژیم اسلامی بورژوازی در بن بست و بحرانی عمیق اقتصادی، سیاسی و فرهنگی گرفتار است  و جنبش عظیم و قدرتمند سرنگونی طلبانه و انقلابی علیه آن جریان دارد. شعار "حکومت اسلامی نمی خواهیم" و "علاف کردی ما را از 57 تا حالا"  که جوانان تهران همین چندی پیش فریاد زدند، بی شک روح اوضاع سیاسی ایران را بیان میکند. طبقه کارگر ستون فقرات این جنبش انقلابی را تشکیل میدهد.  نه فقط به دلیل اعتصابات گسترده و فزاینده  کارگران که هردم رادیکال میشود- همچون اعتصاب چند روز پیش کارگران "کیان تایر" که تا باریکاد بندی و درگیری مستقیم با نیروهای جمهوری اسلامی پیش رفت.  بلکه همچنین به این دلیل که شعارها و خواسته های طبقه کارگر، از "آزادی، برابری، هویت انسانی" تا "سوسیالیسم یا بربریت"، از "لغو آپارتاید جنسی" تا "ممنوعیت مجازات اعدام"، از "آزادی زن، آزادی جامعه است" تا "معیشت، منزلت حق مسلم ماست" در تظاهرات ها و اجتماعات معلمان، زنان و دانشجویان، در اول مه و 8 مارس طنین می افکند. این که جمهوری اسلامی اعدام های خیابانی راه می اندازد، میلیونها زن را به بهانه "بد حجابی" مورد تعرض قرار میدهد، همجنسگرایان را از برج به پایین پرت میکند، سنگسار میکند و دست و پا قطع میکند، به دانشجویان چپ در دانشگاه  وحشیانه حمله میبرد، فعالین معلمان و کارگران و جنبش زنان را به زندان محکوم میکند  و کارگر را به جرم برپایی اول مه شلاق میزند، انعکاس تقلای رژیم اسلامی برای متوقف کردن جنبش قدرتمندی است که از پای نمی نشیند. اول مه در ایران در پیشاپیش این  جدال عظیم اجتماعی است و بیش از هر چیزی وحشت و هراس رژیم اسلامی را برمی انگیزد. امسال "خانه کارگر"  جمهوری اسلامی حتی جرات برگزار کردن تظاهرات دولتی روز کارگر تهران را به خود نداده است، چرا که  کنترل این نمایشهای دولتی در سالهای  گذشته از دستشان خارج شد و  به مارش کارگران با شعارهای چپ و سوسیالیستی تبدیل گردید.

 

امسال باید کوشید تا اول مه را هرچه وسیعتر و گسترده تر برگزار کرد. باید توده وسیع کارگران و همینطور همه مردم آزادیخواه را به اول مه جلب کرد. جنبش کارگری ایران در سالهای  اخیر بیش از پیش مورد حمایت جهانی قرار گرفته است و به عنوان یک نیروی سیاسی و تحول بخش در جامعه مطرح شده است. اینها نقاط اتکای محکمی برای برپایی هرچه وسیعتر اول مه است. اول مه در ایران با شعار آزادی، برابری، هویت انسانی باید نیروی هرچه وسیعتری را به خود جلب کند و به نقطه امید همه مردم آزادیخواه و محروم تبدیل شود.

 

حزب کمونیست کارگری کارگران، دانشجویان، زنان و جوانان و همه مردم آزاده ایران را به برپائی یک اول مه با شکوه و قدرتمند فرا میخواند. 

 

زنده باد اول مه!

زنده باد سوسیالیسم!

 

حزب کمونیست کارگری ایران

١٧ آوریل ٢٠٠٨، ٢٩ فروردین ١٣٨٧

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

آخرین اخبار 8 مارس 

موضوع: سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 8:31

برای مشاهده گزارشات ۸ مارس امسال از این سایتها دیدن کنید:

http://www.rowzane.com

http://www.hambastegi.org

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

 

موضوع: دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 23:7

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

هشت مارس 

موضوع: دوشنبه سیزدهم اسفند 1386 23:6

زنده باد هشت مارس روز جهانی زن

علیه تبعیض، علیه آپارتاید جنسی، علیه حجاب!

برای آزادی زن، آزادی جامعه، به میدان بیایید!

 

امسال صدمین سالگرد روز جهانی زن است و متاسفانه هنوز در سراسر جهان لازم است که علیه تبعیض شرم آوری که بر نیمی از بشریت اعمال میگردد، سخت جنگید. در ایران اما موقعیت زن با  عباراتی چون "تبعیض شرم آور"، "ستمکشی زن"، "موقعیت نابرابر" و غیره قابل توصیف نیست. اینجا یک بردگی جنسی وحشیانه و خشن علیه زنان، یک آپارتاید جنسی کامل برقرار است. تبعیض علیه زنان در تمامی ابعاد اقتصادی و سیاسی و اجتماعی یک رکن وجودی حکومت اسلامی است. حمله هر روزه  به زنان برای تحمیل حجاب وظیفه مهم دستگاه عظیم سرکوب و اختناق اسلامی است. حکومت بدون ابداع منظم وحشیانه ترین و غیر انسانی ترین رفتارها علیه زنان نمی تواند به بقاء خود ادامه دهد. جمهوری اسلامی بدون آپارتاید جنسی و حجاب و زن ستیزی اصولا وجود ندارد.

 

درست همین ویژگی هر تلاش و کوشش جدی جامعه برای آزادی و رهایی از یوغ حکومت اسلامی را به مبارزه برای رهایی زن گره زده است. در ایران آزادی زن بمعنی دقیق کلمه آزادی جامعه است. هر قدم برای خلاصی جامعه، حتی قدم زدن بی دغدغه در خیابان، به مبارزه برای رهایی زن مرتبط است. حجاب فقط زندان متحرک زنان نیست، زندانی برای افکار و رفتار و فرهنگ و اعتراض کل جامعه است. عجیب نیست که جمهوری اسلامی این روزها لیست های چند صدهزار تذکر به زنان و بازداشت آنها را در این شهر و آن استان اعلام میکند. رژیم میکوشد توان سرکوب خود را به رخ جامعه بکشد. و بالعکس، هر سانتیمتر آب رفتن از حجاب و بالا رفتن روسری ها شکستی برای رژیم و پیشروی برای مردم محسوب میشود. رهایی زن در ایران بطور عینی در مرکز جدال عظیم و هر روزه جامعه و بویژه نسل جوان علیه حکومت اسلامی است.

 

چنین است که در این کشور صدمین سالگرد هشت مارس بیش از هرجای دیگر معنی دارد. برپایی اجتماعات و گردهمایی ها و هر اعتراضی  به مناسبت روز زن بیش از هرجایی یک واقعه سیاسی و مربوط به کل جامعه و سرنوشت همه انسانها محسوب میشود. بخصوص در شرایطی که رژیم اسلامی درگیر یک فلج اقتصادی، بی افقی بین المللی و دعواهای حاد درونی و در محاصره مردم عاصی و به جان آمده است، هشت مارس بازهم اهمیت بیشتری می یابد. حزب کمونیست کارگری همه مردم آزاده از زن و مرد را فرامیخواند تا هشت مارس را با گردهمایی و تظاهرات، با اعتراض به همه مظاهر آپارتاید جنسی و بویژه با برگرفتن حجاب گرامی دارند. در صدمین سالگرد هشت مارس باید صدای اعتراض زنان و جامعه ایران رساتر از هر زمان دیگر به گوش جهان رسد و باید جمهوری اسلامی بعنوان رژیم آپارتاید جنسی پیش از پیش در سطح جهان رسوا و منزوی گردد.

 

زنده باد صدمین سالگرد هشت مارس

دیوار آپارتاید جنسی را بشکنید، حجاب برگیرید!

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد جمهوری سوسیالیستی

 

حزب کمونیست کارگری ایران

٢٨ فوریه ٢٠٠٨، ٩ اسفند ١٣٨٦

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

طرح آموزش "امامان مساجد" در سوئد  

موضوع: دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 22:52

وزیر آموزش سوئد

باج دهی به اسلامی ها موقوف!

 

حسن صالحی

hasan_salehi2001@yahoo,com

اخیرا وزیر تحقیقات و آموزش عالی، لارش لیون بوری ازموافقت دولت سوئد با طرح آموزش "امامان مساجد" در سوئد خبرداد! گفته شده است که دولت تصمیم دارد هئیتی را مامور کند تا جزئیات و شکل اجرای این طرح را بررسی نماید. از دلایلی که وزیر تحقیقات و آموزش عالی سوئد در توجیه این طرح آورده  " مقابله با خطرایجاد نوعی تندروی درمیان مسلمانان سوئد به دلیل وابستگی آنها به سازمان های تندرو اسلامی در جهان" است! ظاهرا دولتمردان سوئد به فکر "انصاف" هم بوده اند و گفته اند "نمی شود برای کشیشان مسیحی برنامه آموزشی داشت ولی برای "امامان مساجد" همان برنامه رانداشت. این از انصاف بدور است"!

جالب است وقتی که این حضرات از انصاف دم می زنند از این آشفته نمی شوند که بخش های از شهروندان در حاشیه جامعه دارند با فقر و بیکاری دست و پنجه نرم می کنند و قربانی راسیسم و تبعیض رسمی و دولتی می شوند٬ بلکه نگران آنند که مروجان جهل و خرافه به یک اندازه قادر به دخالت در مقدرات زندگی مردم شوند و زندگی آنها را به تباهی بیشتر بکشانند! ولی از این که بگذریم٬ اجازه دهید تا به رابطه آموزش و ارتجاع اسلامی بپردازیم. اینکه برای مصون نگه داشتن جامعه از خطر"افراطی گری اسلامی" و یا همان ارتجاع اسلام سیاسی "برنامه های آموزشی" برای امامان و یا آخوندها لازم شده است٬ بجای اینکه بیشتر دلیلی باشد عذر بدتر از گناه است. نمی شود از یکطرف زیر بغل اسلامی ها را گرفت٬ به آنها اعتبار بخشید٬ امکانات دولتی را در اختیارشان گذاشت و بعد هم  دم از مبارزه با "تندگرایی اسلامی" زد. اینکه ظاهرا می توان با آموزش امامان با"تندگرایی اسلامی" مقابله کرد نه فقط دلایل واقعی عروج جریانات اسلامی در غرب را قلب می کند٬ بلکه پوششی است برای مماشات و سازش بیشتر با جریانات اسلامی ! بحث اصلا بر سر این نیست که گویا ملاهای ساکن اروپا به زبان و فرهنگ کشوری که زندگی می کنند مسلط نیستند و یا با  ارزشها و نرم های جوامع غربی آشنایی ندارند. ( چه بسا شمار قابل توجه ای از آنها نیز غیر از این هستند) مسئله بر سر این است که که این جماعت هر چه که باشند و هر جا که باشند از ارزشهایی دفاع می کنند که ناقض حقوق انسانی است. قوانین شرع اسلام که این امامان سنگش را به سینه می زنند مجموعه ای از قوانینی است که  طبق آن زنان سنگسار می شوند٬ همجنسگرایان مستحق مجازات اعدام هستند٬ زن در همه عرضه های زندگی نیمه انسان محسوب می شود٬ و شکنجه٬ قصاص و اعدام ارکان اصلی اش را تشکیل می دهد. این قوانین سرتا پا تبیعض آمیز و ضد انسانی است. اینکه ملاهای مکلا و یا معمم ساکن اروپا با دایر کردن برنامه های آموزشی٬ دست از این اعتقادات ارتجاعی بر می دارند یا ساده لوحی است و یا فریبکاری! مذهب رام و اهلی شده یک توهم و یک تناقض در خود است. کافیست که به عملکرد اسلامی ها در ایران٬ افغانستان ٬لبنان و فلسطین٬ عربستان سعودی و شمال آفریقا نگاه کرد تا پی برد جریان اسلام سیاسی چقدر ضد انسانی است و با هیچ آموزشی هم رام نمی شود. شماری از گروههای اسلامی تلاش کرده اند که با ظاهری آراسته تر در اروپا دفتر و دستکی برای خود برپا کنند و از مراکز ایجاد شده سرویس های مالی و سربازگیری به گروههای تروریست اسلامی بدهند. اینها مسائلی نیست که دولت سوئد و یا پلیس امنیتی این کشور از آن اطلاعی نداشته باشد. حتی اگر شبکه مساجد و دستجات اسلامی در اروپا هیچ پیوندی هم با جریانات تروریست اسلامی نداشته باشند دولت حق ندارد هیچ مذهبی معینی را تحت عناوین گوناگون مورد مساعده قرار دهد. کشیش٬ خاخام و آخوند طبعا آزادند که مذهب خود را اشاعه دهد ولی دولت٬ بخصوص دولتی که ادعای سکولار بودن دارد مجاز نیست که امکانات دولتی را در اختیار آنها قرار دهد. اصل جدایی مذهب از دولت که از موازین یک جامعه سکولار بحساب می یابد یک اصل خدشه ناپذیر است که در همه سطوح باید به اجرا گذاشته شود. مسئله دقیقا اینجاست که در جوامع غربی اولا ما با نوعی رویگردانی از موازین سکولار روبرو بوده ایم که با تئوریهای پست مدرنیستی توجیه شده است و ثانیا دولتهای غربی تا آن حد با اسلام سیاسی مخالف هستند که منافع غرب را مورد مخاطره قرار ندهد. شاخه های پرو غربی اسلام سیاسی رسما مورد حمایت اینها قرار دارد.  . بدون حمایت دول غربی نظامهای برده داری و شیوخ مختلف در عربستان سعودى و امیر نشینان حاشیه خلیج قادر به بقا نخواهند بود. بدون حمایت غرب دولتهای كشورهای مسلمان نشین قادر نمیشدند قوانین اسلامی را به یك ركن سیاه زندگی مردم تبدیل كنند. بدون حمایت غرب جریانات اسلامی و طالبان در افغانستان قدرت نمیگرفتند. بدون حمایت غرب جریانات اسلامی در عراق به نیرویی اصلی در قدرت سیاسی تبدیل نمیشدند. و بدون حمایت غرب این جریان ارتجاعی بطور قطع از دست مردم آزادیخواه تا کنون شکست خورده بود.  بی جهت نیست که دولت سوئد درست در شرایطی که رژیم اسلامی در ایران موج جدیدی از توحش در ایران براه انداخته است٬ وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و رئیس پلیس تهران٬ مسئول مستقیم سرکوب عنان گسیخته زنان٬ را دو نوبت به سوئد دعوت می کند. برای دولتهای غربی "اسلام مدرات" مبین نوعی از اسلام است که در حیطه حاکمیت و سلطه خویش مجاز است با مردم یک کشور ۷۰ میلیونی نظیر ایران هر کار خواست بکند ولی پایش را از گلیمش فراتر نگدارد و با دولتهای غربی گلاویز نشود. این در اساس همان سیاستی است که دول غربی در قبال جریانات اسلامی فعال در غرب دارند. با دست و دل بازی بی نظیری " اسلام رام شده" تقویت می شود٬ به امامان و سرکردگانش باج داده می شود تا  جامعه به اصطلاح از گزند تروریسم در امان بماند. مهم نیست که جریانات اسلامی با دریافت کمک های بی دریغ دولتی در گتوهای ایجاد شده برای خارجیان مبلع خشونت علیه زنان و کودکان و مدافع تروریسم علیه ترقی خواهی باشند٬ مهم این است که این فعالیتها در قلمرو  معینی و در ارتباط با گروههای غیربومی محدود بماند!     

فعال مایشایی جریانات اسلامی در کشورهای  غربی که البته با مقابله جدی جریانات سکولار٬ آزادیخواه و چپ مواجه است٬ محصول "نبود امامان آموزش دیده" نیست! این پدیده محصول سازش و مماشات دولتهای غربی با جریانات و دستجات گوناگون اسلامی است. دولتهای غربی تحت عنوان احترام به باورهای مذهبی مشتی مفتی و امام صادراتی و ویا درس خوانده در اروپا را به جلوی صحنه رانده اند و آنها را نماینده گروههایی از مردم معرفی می کنند. برای آنها حریمی درست کرده اند که ظاهرا قلمرو شلنگ تخته انداختن آنهاست. در این حریم امامان در زیرزمین خانه ها٬ دختران زیر ۱۸ سال را به عقد در می آورند بدون آنکه صدای مسئولین دولتی بلند شود. با تبلیغات تحریک آمیز مذهبی پدر و برادر را به جان دختران جوان می اندازند و از آنها  قاتل می سازند و به این مسئله با اغماض برخورد می شود. به تشویق همین امامان کودکان به مدارس اسلامی فرستاده می شوند تا از همان سنین کودکی مطابق آموزش اسلام درس تبعیض و نابرابری مبان زن و مرد را فرا بگیرند بدون آنکه مسئولین دولتی بفکر سلامت و  حقوق کودکان باشند. اینجا قلمرویی است که معیار دیگری جز موازین و معیارهای مرسوم در جامعه حاکم است. ایجاد این جدایی و دسته بندی کذایی میان انسانها بر محور یک اصل تماما راسیستی استوار است که حقوق جهانشمول و پایه ای انسانها را با توجه با هویت های ساختگی مذهبی٬ ملی و قوی منکر می شود. لارش لیون بری در توضیح طرح اخیر دولت سوئد گفته اشت که "اسلامی های آموزش دیده بهتر می توانند مسلمانان سوئد را هدایت کنند". اولا چرا با اینهمه دست و دلبازی هدایت مردم منتسب به مسلمان به دست یک مشت آخوند و امام واگذار می شود؟  اینها از کی و چطور نماینده مردم منتسب به مسلمان شده اند؟ آیا کسی آنها را به این سمت انتخاب کرده است؟ ثانیا این مردمان صرفنظر از هر باور و اعتقادی که داشته باشند چرا نتوانند و نخواهند که از الگوهای مترقی و مدرن و امروزی برای زندگی و مشارکت در امور جامعه تبعیت کنند؟ ( بسیاری از آنها چنین عمل می کنند و سر سوزنی هم با رهبران خودگمارده اسلامی سازگاری ندارند.) و مهمتر از همه اینها اینکه چرا تعریف جامعه به گرد اعتقادات شخصی بحشی از مردم و تعیین سرکردگانی برای آنها می چرخد؟ اگر اینطور باشد لابد "رهبران" گاو پرستان سوئد که در سوئد تعلیم دیده باشند بهتر می توانند گروه های گاو پرست را هدایت کنند و "رهبران" آموزش دیده شیطان پرستان نیز به همان ترتیب بهتر می توانند جمعیت شیطان پرستان ساکن سوئد را هدایت کنند! این چه تصویری است که دارد از جامعه ارائه داده می شود؟ چرا وقتی که همین انسانها قرار است در خدمت نیازهای سرمایه از نیروی کارشان استفاده شود کسی به یاد باورهای مذهبی انها نمی افتد و سر قبیله ای برایشان تعریف کند ولی همینکه خواستند در قامت دیگری ظاهر شوند وجه مشترک اکثریت آنها یعنی مزد بگیر بودنشان فراموش می شود و اینچنین مورد دسته بندی قرار می گیرند؟ کسی که دارد واقعيتِ مُرکبّى نظير يک جامعه را زير يک برچسب تقليل‌گرايانه مذهبى يا قومى و ملى دسته‌بندى و بسته‌بندى می کند رسما دارد فریبکاری می کند. این فریبکاری لازم است تا حقیقت مربوط به دلایل اصلی اسارت انسانها  پرده پوشی شود.  

طرح اخیر دولت سوئد مبنی بر آموزش "امامان مساجد"٬ یک باج دهی آشکار به اسلامی هاست. اگر چه در میان طیف رنگانگ جریانات اسلامی مخالفت هایی نیز با این طرح بچشم می خورد اما بیشتر آنها این طرح را مفری برای کسب اعتبار بیشترمی دانند و از آن استقبال می کنند.  واقعیت این است که  دولت سوئد با این طرح مشروعیت بیشتری به جریانات اسلامی می بخشد. اسلامیون تحت پوشش اینکه آموزش دیده سوئد هستند با قدرت مانور بیشتری به نقش مخرب خود در محیطهای اسلام زده یعنی ایجاد فضای ارعاب و تعرض به حقوق زنان و کودکان  ادامه خواهند داد و تبعیض و بی حقوقی در چنین محیط هایی گسترش خواهد یافت.  با این طرح باید وسیعا مخالفت شود بطوریکه دولت مجبور شود آن را کنار بگذارد. این کار نیروهای سکولار٬ مدافعین حقوق زنان و کودکان و نیروهای مترقی در جامعه است که بهمراه همه مردم آزادیخواه دست در دست هم دهند و دولت را وادار به عقب نشینی کنند.  

یك پایه ریشه كن كردن اسلام سیاسی در جوامع غربی دفاع پیگیر از سكولاریسم در این جوامع و مقابله با قوانین و روندهایی است كه منجر به نفوذ مذهب و دستگاه مافیایی مذهب در تعیین مقدرات این جوامع میشود. لازم است که با دفاع جانانه  از موازین سکولار جامعه ٬ با دفاع پیگیر از حقوق جهانشمول انسان٬ در مقابل پر و بال پیدا کردن کردن اسلامیون و هر گونه سازش و همکاری با آنها ایستاد!*

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

ملاقات با نمایندگان وزرات امورخارجه سوﺋد! 

موضوع: یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 9:32

 

 

دانشجویان دربند، احکام سنگسار، اعدام و محکومیت جمهوری اسلام به عنوان یک حکومت آپارتاید، موضوع ملاقات بود!

 

 

روز پنجشنبه 14 فوریه هﯿﺌتی مرکب از مهین علیپور دبیر "علیه تبعیض" سازمان دفاع از حقوق زن، مهناز ماسوری نماینده کمیته آزادی زندانیان سیاسی و کمپین همبستگی با دانشجویان دربند و منوچهر ماسوری دبیر کمیته بین المللی علیه اعدام با نمایندگان بلندپایه وزرات امور خارجه دیدار و گفتگو کردند. آقای داگ یولین دانفلت رﺋيیس گروه "گلف" که مسؤلیت خاورمیانه و افریقای شمالی را دارد. ویکتوریا لی، مسؤل کمیسیون حقوق بشر وزرات امورخارجه و عضو کمبیسون حقوق شر اروپا و اولف ساملسون مسؤل ویژه پیگیری حقوق بشر درایران، از طرف وزرات امور خارجه در این جلسه شرکت کرده بودند. در این ملاقات ضمن انتقال اطلاعات و اسناد نقض حقوق انسانی درایران، بحث و گفتگوی جدی و پر حرارتی درباره موضعگیریهای دولت سوﺋد، مابین نمایندگان وزرات امور خارجه سوﺋد و افراد هﯿﺌت صورت گرفت که تأثیر آن برای موضعگیریهای آینده دولت سوﺋد بسیار مثبت ارزیابی شد.  

ابتدا منوچهر ماسوری شرایط کلی نقض حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی و شرایط سیاسی ایران را با اشاره به اعدام های گسترده علنی تابستان سال 2007 ، مقاومت مردم و اعتراضات بین المللی و نهایتأ عقب نشینی جمهوری اسلام با دستورالعمل شاهرودی از اعدام های علنی، تشریح کرد.

 

سپس مهناز ماسوری با اشاره به اعتراضات دانشجویان به مناسبت 16 آذز، سالگرد روز دانشجو و سرکوب و دستگیری آنان توسط جمهوری اسلامی، کمپین همبستگی بین المللی با دانشجویان را تشریح کرد. وی توضیح داد که یک آپارتاید جنسی مشغول جدا سازی دختران دانشچو از پسران است که مورد اعتراض شدید دانشجویان قرار گرفته است. خود دانشجویان در ایران، دانشگاه را به یک زندان بزرگ تشبیه کرده اند که در محاصره مامورین امنیین و پلیس هستند. و  و در ادامه توضیح داد که هر انجمن و اتحادیه دانشجویی در اروپا، کانادا و امریکا که ما با آنها تماس گرفته ایم از مبارزات آزادیخوهان و برابری طلبانه دانشجویان حمایت کرده اند. در سوﺋد اس اف اس، اتحادیه سراسری دانشجویان و انجمن دانشجویان اوپسلا از این کمپین حمایت کرده اند. ما حمایت مردم در سوﺋد را داریم. مهناز ماسوری ضمن اراﺋه لیست دانشجویان بازداشتی توضیح داد که بر اثر مبارزات و اعتراضات مردم در ایران و خارج از ایران، تعداد 11 نفر از دانشجویان آزاد شده اند که ما در تلاش هستیم که کلیه دانشجویان بدون قید و شرط آزاد شوند. خواستی که من و کمپینی که من نمایندگی می کنم داریم، موضعگیری رسمی و علنی شما علیه سرکوب دانشجویان و تاکید بر آزادی بی قید و  شرط دانشجویان دستگیر شده طی یک نامه رسمی وزرات امورخارجه سوﺋد است.   

 

 

مهین علیپور با تشریح اوضاع و شرایط زنان درایران، جمهوری اسلامی را با دولت آپارتاید افریقای جنوبی مقایسه کرد و توضیح داد که زنان در جمهوری اسلامی هیچ حق حقوقی ندارند. نصف ارزش مرد ارزش دارند. و به عنوان شهروند درجه دوم در جامعه با آنان برخورد می شود. وی سپس به سرکوب داﺋمی زنان توسط جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت، سنگسار یکی از حربه های سرکوب زنان است که برای به انقیاد کشیدن زنان معترض به شرایط زیست و روابط جنسی تحمیلی، به کار گرفته می شود. مهین علیپوز سپس پرونده آذر و زهره کبیری را توضیح داد که چطور بیرحمانه ابتدا به 100 ضربه شلاق محکوم می شوند و پس از چند ماه به سنگسار محکوم می شوند. وی تاکید کرد که یک کمپین وسیع در جریان است که تلاش می کند، این احکام را لغو کند. باید دنیا به این عمل وحشیانه سنگسار بطور یکپارچه اعتراض کند و خواستار برچیدن این شکل مجازات در کلیه کشورها شوند. وی افزود اینکه جمهوری اسلامی سنگسار میکند، اینکه کودکان را اعدام میکند ، اینکه دانشجویان وکارگران را بخاطر دفاع از حقوقشان دستگیر میکند حتی طبق کنوانسیون های بین المللی که جمهوری اسلامی  عضوشان است خلاف میکند و حقوق اجتماعی و سیاسی شهروندان را زیر پا میگذارد و با این حال کشورهائی مثل سوئد سکوت و یا مماشات میکنند .

وی همچنین خبر خوشحال کننده توقف اجرای اعدام شهلا جاهد را به حاضرین داد و تاکید کرد در پس این توقف حکم، مبارزات و اعتراضات وسیع بین امللی و داخلی وجود دارد.

سپس مهین علیپور ناخرسندی خود را از سازشکاریهای دولت سوﺋد و دعوت سران و مسؤلین جمهوری اسلامی به سوﺋد اعلام کرد و گفت این حرکت توهین به من، ما و مردم ایران است. مردم ایرانی مقیم سوﺋد بشدت از چنین حرکاتی عصبانی و ناراحت می شوند، مانند سفر منوچهر متکی که با اعتراضات گسترد مردم مقم استکهلم مواجه شد.

مهین علیپور در پایان خواستار شد که : دولت سوئد و کلیه دولتهای اروپایی باید در رابطه با اقدامات جنایتگر حمهوری اسلامی مثل اعدام ، اعدام کودکان ، سنگسار و سرکوب مردم بطور عاجل و فوری عکس العمل نشان داده و جمهوری اسلامی را محکوم کنند. این دولت و سایر دولتهای اروپایی باید خواستار لغو سنگسار و اعدام و شکنجه در ایران شوند. و در نهایت باید این دولتها بپذیرند که نمایندگان جمهوری اسلامی نمایندگان مردم ایران نیستند و هیج دولتی نباید بطور رسمی سر میز مذاکره سیاسی با آنها بنشیند.

در خاتمه بیانیه محکومیت جمهوری اسلامی بمثابه آپارتاید جنسی به این هیئت تقدیم شد و وی خواستار آن شد که دولت سوئد در این کمپین برای به انزواکشیدن این آپارتایدجنسی در ایران این جنبش را حمایت کند .

 

داگ یولین دانفلت ، در توضیح اقدامات دولت سوئد، گفت که دولت سوئد هیچگاه سر سوزنی از انتقاد جدی و محکوم کردن اعدام ها و سنگسارها کوتاه نیامده است و ما همواره در ملاقاتهایی که با نمایندگان جمهوری اسلامی داشته ایم یکی از موضوع های بحث مان حقوق بشر و رعایت آن توسط جمهوری اسلام بوده است. کارل بیلد وزیر امورخارجه سوئد در چند نوبت رسمأ نامه اعتراضی داده است که آخرین آن در پایان سال 2007 منتشر شد. همچنین بارها بطور شفاهی به نمایندگان جمهوری اسلامی و سفیر آن در جمهوری اسلامی تذکر داده شده است. بطور نمونه دوهفته پیش حسن قشقاوی سفیر ایران اینجا بوده که به وی از سوی وزیر تذکر داده شده و حتی لحن ها تند شده و صداها هم بالا رفته است. ما سیاستمان این است که هم بتوانیم در موارد مشخص جان آدمهای معینی را نجات دهیم و از روابطمان با دولت جمهوری اسلامی استفاده کنیم و هم با صبر و حوصله در دراز مدت بر بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران تأثیر بگذاریم. ولی قبول کنید که دیکتاتورهای زیادی مانند جمهوری اسلام در منطقه هستند که حقوق بشر را زیرپا می گذارند و آنها هم موضوع کار ما هستند.

 

 ویکتوریا لی توضیح داد که در اروپا بسیار جدی و پیگیر با موضوع اعدام بطور کلی در جهان و سنگسار به طور ویژه در ایران برخورد می شود. وی به تصویب قعطنامه سازمان ملل علیه اعدام در سطح جهان در پایان سال 2007 اشاره کرد و گفت این قعطنامه بر اثر پیگیری پارلمان و دولت اروپا تصویب شد. وی همچنین گفت که اروپا در چند نوبت و همین دو هفته پیش هم طی اطلاعیه های رسمی خواستار لغو احکام اعدام، اعدام نوجوانان و سنگسار در ایران شده است.

 

اولف سامسلسون گفت که با تعدادی از نامهای دانشجویان در لیست آشنا است و با پرونده آنان کار می کند. وی اظهار داشت که از طرف وزرات امورخارجه سوئد ماموریت ویژه دارد که امر حقوق بشر در ایران را پییگیری کند. وی ادامه داد که برای آزادی دانشجویان زندانی از کلیه امکانات و روابط خود استفاده خواهد کرد.

 

منوچهر ماسوری ضمن اراﺋه پرونده های نوجوانان زیر 18 سال محکوم به اعدام و تاکید بر اعتراض سریع به اجرای حکم اعدام بهنام زارع و سنگسار عبدالله فریور مقدم، توضیح داد که مقایسه جمهوری اسلامی با دیکتاتورهای منطقه، مقایسه ای ساده و خطاست. جمهوری اسلامی یک حکومت متعارف نیست. حتی یک دیکتاتوری متعارف و ساده نیست. یک حکومت اسلامی، توتالیست، راسیستی و فاشیستی است که تنها می شود آنرا با دولت آپارتاید افریقای جنوبی مقایسه کرد. از طرف دیگر یک جنبش مردمی اعتراضی نیرومند در ایران حضور دارد که در کشورهای دیگر منطقه وجود خارجی ندارد. دولت جمهوری اسلامی زیر فشار اعتراضات مردم دست به سرکوب، بازداشت و اعدام می زند و هدفش از صدور احکام اعدام به شکل قرون وسطایی مانند سنگسار و پرتاب از ارتفاع، سرکوب جنبش های اعتراضی زنان، جوانان، دانشجویان، کارگران و کل مردم ایران است. مردم ایران جمهوری اسلام را نمی خواهند. دولت سوﺋد در کنار مردم ایران است یا جمهوری اسلامی؟ جمهوری اسلامی به هیچ شکلی نماینده مردم ایران نیست، نه قانونی بر اساس قوانین بین المللی که کلیه کنوانسیون حقوق کودک و  حقوق بشر را زیر پا می گذارد و نه از انسانی. کسانی که به عنوان نمایندگان جمهوری اسلامی ملاقات می کنید، نماینده مردم ایران نیستند ما نماینده مردم هستیم. ما نماینده اعتراض مردم به جمهوری اسلامی هستیم. مردم به ما مراجعه می کنند که صدای اعتراض آنان در جهان باشیم.

 

در پایان هﯿﺌت شرکت کننده خواستار عکس العمل سریع وزرات امورخاجه سوﺋد شدند. همچنین خواستار ملاقات با وزیر امورخارجه سوﺋد شدند.

 

2008-02-16

 

 

"علیه تبیعض" سازمان دفاع از حقوق زن

کمیته آزادی زندانیان سیاسی

کمیته بین المللی علیه اعدام

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

 

موضوع: یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 17:42

آهنگ دانشگاه پادگان به دستگیری های اخیر دانشگاه های ایران نیست کاری از بچه های خلاف جریان در اعتراض

http://www.youtube.com/user/khalafjarjan

 

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

کمپين نجات جان دو خواهر محکوم به سنگسار در ايران 

موضوع: پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 0:1

 

کمپين بين المللي  سازمان عليه تبعيض بر عليه حکم سنگسار آذر و زهره کبيري

 

زهره و آذر کبيري در زندان رجايي شهر کرج در انتظار اجراي حکم سنگسار هستند. اين دو خواهر ٢٧ و ٢٨ ساله که  هر دو مادر هستند، به اتهام رابطه جنسي خارج از ازدواج توسط باندهاي ترور اسلامي دستگير و در يک دادگاه فرمايشي محاکمه و به سنگسار محکوم شده اند.

همسر زهره در شکايتي که از او کرده، مدعي شده است که از رابطه جنسي خارج از ادواج او فيلمي تهيه کرده و حکومت فاشيست اسلامي

 به اين " جرم"دو خواهر را گرفته و ميخواهد آنها را به قتل برساند.

اين يک اسکاندال ويک واقعه وحشتناک است که جمهوري جنايت اسلامي آنرا تدارک مي بيند. سنگسار وحشيانه و قرون وسطايي

است و حکومت اسلامي ايران، براي ايجاد رعب و وحشت و عقب راندن مردم از آن همواره استفاده کرده است.

اين بار نوبت زهره و آذر است که در ميدان شهر، آنها را در چاله هايي فرو کرده و با پرتاب سنگ زجرکش کنند. اين جنايت قرون وسطايي

را بايد بهر طريق ممکن محکوم کرد و مهمتر از آن بايد دست بکار شد و نگذاشت اين جنايت اتفاق افتد.

سازمان عليه تبعيض، بلافاصله بعد از پخش خبر حکم سنگسار اين دو خواهر، کمپيني جهاني اعلام کرده و دست بکار شد.

مهين عليپور مسول سازمان عليه تبعيض در مورد اين احکام اعلام کرد که حکم سنگسار بر عليه زهره و آذر کبيري، بيانگر موقعيت کاملا فرودست زنان در ايران است. کافي است که همسر يک زن در ايران ادعا کند که او رابطه خارج از ازدواج دارد، و اين زن تا پاي سنگسار

برود. در پرونده اين دو خواهر هنوز حتي مدرکي وجود ندارد که اين رابطه وجود داشته است يا نه، حکومت اين دو زن را گرفته و ميخواهد سنگسار کند. از نظر سازمان عليه تبعيض، رابطه جنسي افراد امر خوصوصي آنها است و هيچکس نميتواند در آن دخالت کند، چه رسد به اعلام حکم سنگسار.

مهين عليپور اعلام کرد که سازمان عليه تبعيض به يک کمپين جهاني براي نجات جان اين دو خواهر دست ميزند.

بدنبال اعلام اين کمپين، سخنگوي اين سازمان مريم نمازي در يک نامه اعتراضي که در وبلاگ او منتشر شد، اين حکم را محکوم کرد و از همگان دعوت کرد که به اين رفتار جنايتکارانه و وحشيانه جمهوري اسلامي اعتراض کنند. اين نامه  در نشريه معروف هفتگي " نيو استيسمن" منتشر شد. اين مطلب طبق اظهار نظر مسولين نشريه، جزو پرخواننده ترين مطالب در سايت اين نشريه بود و هزاران نفر درطول يک روز آنرا مطالعه کرده ودهها نفر براي مقامات جمهوري اسلامي نامه اعتراضي ارسال کردند. رونوشت اين نامه ها به دفتر سازمان عليه تبعيض ارسال کرده است.

http://www.newstatesman.com/blogs/the-faith-column

http://maryamnamazie.blogspot.com/2008/02/zohreh-and-azar-must-not-be-stoned-to.html

 

همچنين مينا احدي سخنگوي سازمان عليه تبعيض روز دوشنبه ۴ ماه فوريه  در يک گفتگو با راديو فارسي زبان صداي امريکا در مورد جزييات اين پرونده و کمپين سازمان عليه تبعيض صحبت کرد و از مردم در ايران در دنيا خواست به اين کمپين جهاني بپيوندند.

روز سه شنبه ۵ فوريه مينا احدي در يک گفتگوي نيم ساعته با تلويزيون پارس، در مورد کمپين نجات جان زهره و آذر و همچنين کمپين عليه آپارتايد جنسي در هشت مارس امسال صحبت کرد و از مردم در ايران و در دنيا دعوت کرد به اين کمپين ها بپيوندند. در اين برنامه شماره تلفن و آدرس تماس با سازمان عليه تبعيض و مينا احدي بارها اعلام شد و بلافاصله بعد از مصاحبه ، تعداد زيادي از ايران و از کشورهاي مختلف با ما تماس گرفته و براي ادامه اين کمپين و پيشبرد آن اعلام همکاري کردند.

خبر حکم سنگسار اين دو خواهر در رسانه هاي بين المللي منعکس شده و بايد سعي کرد که اين خبر هر چه وسيعتر در همه جا منعکس شود.

کمپين نجات زهره و آذر کبيري ، يکي از مهمترين فعاليتهاي سازمان عليه تبعيض است و ما خواهيم کوشيد بهر طريق ممکن جان اين دو خواهر را نجات  دهيم . به کمپين جهاني نجات جان زهره و آذر کبيري بپيونديد.

 

عليه تبعيض " سازمان دفاع از حقوق زن "

٦ فوريه 2008

0046707777313

nohejab@yahoo.com

http://www.equal-rights-now.com

 

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

کمپین نجات جان محسن  

موضوع: چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 23:58

که به خاطر خوردن مشروب به اعدام محکوم شد!

.

 

جمهوری اسلامی با وقاحت و بیشرمی تمام، محسن 22 ساله را به جرم مشروب خوردن در شعبه 72 دادگاه کیفری  استان تهران به اعدام محکوم کرد. طبق قانون ضد بشری اسلامی جمهوری اسلامی مشروب خواران به تحمل 80 ضربه شلاق و در مواردی به زندان محکوم می شوند و اگر مشروب خواری چهار بار تکرار شود، شخص مشروب خوار باید به اعدام محکوم شود.قوانین ضد انسانی جمهوری اسلامی کم نیستند. سنگسار، اعدام، قطع اعضای بدن و اعدام از طریق  پرتاب کردن شخص  از ارتفاع، گوشه کوچکی از این قوانین عصر حجری و عقب افتاده است. هیچ انسانی شایسته زندان، شلاق، اعدام و سنگسار نیست. اعدام عملی است ضد انسانی و جنایتکارانه که توسط دولتهايِي اجرا می شود که می خواهند خفقان و سرکوب را بر جامعه حاکم کنند.

کمیته بین المللی علیه اعدام برای نجات جان محسن یک کمپین بین المللی اعلام می کند و از همین امروز اقدامات گسترده ای چون سازمان دادن اجتماعتات اعتراضی، تماس با سازمان و مدافعین حقوق بشر، جمع آوری امضاء و فشار بر دولتها و پارلمان اروپا از طریق بسیج افکار عمومی، تلاش خواهد کرد که محسن را از اعدام نجات دهد.

ما کلیه انسانهای شریف دنیا متمدن امروز را فرا می خوانیم که در این کمپین ما را همچون همیشه  یاری دهند. باید به این حکم ضد انسانی اعتراض کرد. به هر وسیله ای می توانید صدای اعتراض خود را به گوش مقامات جمهوری اسلامی و قدرت های غربی، سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی برسانید.

  

کمیته بین المللی علیه اعدام

‏2008‏/01‏/27

manochermasori@yahoo.com

www.adpi.net

Tel: 0046704917494

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

اخبار کارگری 

موضوع: سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 8:14

 

اعتراض كارگران زغال سنگ طبس به عدم دریافت دستمزدها

راهپیمائی كارگران چینی البرز در اعتراض به عدم دریافت دستمزدها

اعتراض كارگران كارخانه الیاف جاده قدیم كرج به عدم دریافت دستمزدها

قطع گاز ١٠٠٠ كارگر دیگر را نیز بیكار كرد

 

 

اعتراض كارگران زغال سنگ طبس به عدم دریافت دستمزدها

بنا به خبری كه روز ١٤ بهمن منتشر شده است، ١٢٠٠ تن از كارگران شاغل در معدن زغال سنگ طبس، دو ماه است كه حقوقی دریافت نكرده اند و اعلام كرده اند كه دست به اعتصاب خواهند زد.

 

راهپیمائی كارگران چینی البرز در اعتراض به عدم دریافت دستمزدها

كارگران كارخانه چینی البرز قزوین، صبح روز ١٣ بهمن در اعتراض به عدم دریافت پنج ماه حقوق، از محل كارخانه تا فرمانداری آن شهر راهپیمائی كردند. كارگران پس از این راهپیمائی در مقابل فرمانداری تجمع كرده و با سر دادن شعارهایی از جمله "حمایت از كارگر، دروغ است" خواستار رسیدگی به مطالبات خود از جمله دریافت حقوق خود و بهبود وضعیت كاری خود شدند.

 

اعتراض كارگران كارخانه الیاف جاده قدیم كرج به عدم دریافت دستمزدها

طبق خبری كه روز ١٤ بهمن منتشر شده است، كارگران كارخانه الیاف در جاده قدیم كرج، در اعتراض به ناامنی شغلی بخاطر فروش كارخانه و همچنین عدم دریافت حقوق خود در جاده قدیم كرج دست به اعتراض زدند. مدیریت جدید كارخانه عدم پرداخت حقوق كارگران را ورشكستگی كارخانه دانسته است، در حالیكه كارگران می گویند این كارخانه در حال حاضر سوددهی دارد و ورشكسته نیست. این كارخانه كه در حال حاضر بیش از ۵٦٠ كارگر دارد و از زیر مجموعه های بنیاد مستضعفان است، قرار است زمینهای متعلق به آن به یك شركت بزرگ خودروسازی فروخته شود كه كارگران شغل خود را در صورت تحقق این معامله در مخاطره می بینند.

 

قطع گاز ١٠٠٠ كارگر دیگر را نیز بیكار كرد

با قطع گاز و تعطیلی ٤٠ كوره آجرپزی، هزار كارگر شاغل در پاكدشت نیز به خیل بیكاران پیوستند. قبلا نیز به اطلاع رساندیم كه بیش از ١١٠٠ تن از كارگران كوره پزخانه های استان تهران و دیگر بخشها نیز به دلیل قطع گاز از كار بیكار شده بودند.

 

آزادی، برابری، حکومت کارگری

مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد جمهوری سوسیالیستی

 

حزب کمونیست کارگری ایران

٣ فوریه ٢٠٠٧، ١٤ دیماه ١٣٨٦

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

متن سوئدی 

موضوع: پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 2:45

Till alla individer, organisationer och institutioner som stödjer frihet och mänskliga rättigheter i Iran och i världen.

 

Under den senaste en och en halv månad har ett stort antal universitetsstuderande gripits på universitet runtom i Iran vars ”brott” har varit att försvara mänskliga rättigheter och humanistiska värderingar genom att organisera eller delta i aktioner 7 december (studenternas dag). De är nu tillfångatagna och utsätts för våld. Under denna period har en del av deras föräldrar endast fått tillgång till ett kort besök med sina barn. De har även under den här tiden varit under ständig emotionell stress, medan de under tiden har ett antal gånger protesterat mot deras söners och döttrars tillfångatagande och krävt deras frihet.

 

Ändå, trots alla protester och krav att frige studenterna, är fortfarande ett stort antal kvarhållna i fångenskap under inhumana omständigheter. Några av dem har inte ens fått tillåtelse till att få träffa sina familjer, inte ens ett telefonsamtal.

 

Härmed ber vi dig frihetsälskande människa, i och utanför Iran, och alla institutioner och organisationer som försvarar frihet runtom i världen, att fortsätta med era aktioner och, vidare, att delta i den Internationella Veckan för att fria Studenterna i Iran (2 till 9 februari 2008), och aktivt demonstrera er protest mot studenternas tillfångatagande och misshandel. Att fira den nationella studentdagen är varje students rättighet, alla tillfångatagna studenter måste friges omedelbart och villkorslöst.

 

Vänligen skicka era supportbrev till: studentsfreedom@gmail.com .

 

Weblog:  http://studentsfreedom-campaign.blogspot.com/

 

Undertecknat av en grupp föräldrar till fångna studenter;

En grupp studenter på Allaameh Universitet, Polytechnic, Chamraan University (Ahvaz), Baahonar Universitet (Shiraz), University of  Mashad.  

 

Tillfångatagna studenters namn:

 1- Ali Salem (Masters of Polymers – Polytechnic)

 2- Bita Samimizade

 3- Morteza Khedmatlou

 4- Yaser Pir Hayati -Sadra(Shahed University)

 5- Mehdi Gerayloo (Geophysics, Tehran)

 6- Bijan Sabagh

 7- mosi shirvani

 8- Soroosh Dashtestani

 9- Nader Ahsani (Mazandaran University)

10-Sayid Habibi (ex-member of the Central Council of Advare Tahkim Vahdat)

11- Behrooz Karimi-zade (Tehran University)

12- Keyvan Amiri Elyasi (Masters, Industry, Sharif Technical University)

13- Nasim Soltan Beygi (Communications faculty, Alame)

14- Mahsa Mohebbi

15- Okhtay Hosseni (Azad University)

16- Sayid Agham Ali 

17- Behzad Bagheri (Tehran University)

18- Ali Kalayi

 19- Amin Ghazaee

 20- Hadi Salari(Rjaee University)

 21- Mohammad Porabdolah

 22- Amir Aghayi(Rajaee University)

 23- Soroosh Hashempoor (Chamran University)

 24- Mehdi Alahyari(Sharif University)

 25- Bahram Shojaee(Tehran Azad University)

 26- Abed Tavanche

 27- Saeed Aqakhani

 28- Peyman Piran

 29- Majid Ashrafnejad (Rjaee University

 30- Mohammad Salehe Iuman

 31- Sohrab Karimi

 32- Farshad Dostipor

 33- Javad Alizade

 34-Morteza Eslahchi

 35-Anahita Hoseini

 36- Soroosh Sabet

 37- farzad hasan zade

 38- mohammad zeraati

 39- Ronak Saffarzadeh

 40- Yaser Goli

 41- Hana Abdi

 42- Sabah Nasri

 43- Hedayat Ghazali

 44- Ahmad Ghasaban

 45- Ehsan Mansori

Majid Tavakoli  46

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

مقاومت و اعتراض مردم سنندج در مقابل حمله ماموان شهرداري به دست فروشان 

موضوع: چهارشنبه دهم بهمن 1386 8:43

 

بعدازظهرروز يكشنبه 7 بهمن ماه 86 ماشين كنترل شهرداري به يكي از ماشينهاي دست فروشان كنار خيابان فردوسي حمله ور شدند و قصد مصادره اجناس دست فروش كنار خيابان را داشتند.

 

مامورين شهرداري قصد داشتند كه با زور و اجبار ماشين دست فروش را توقيف و اجناس آنرا بغارت ببرند كه با مقاومت مردم و اعتراض دسته جمعي آنها در دفاع از دستفروش ناچار شدند محل را ترك كنند. هر از چند گاهي مامورين شهرداري به دستفروشان حمله ميکنند و حد اقل امکاناتي که راه امرار معاش آنها است را به غارت ميبرند.

علاوه بر اين گشتهاي خياباني و گشت منکرات مرتب با ايجاد مزاحمت جوانان را مورد آزار قرار ميدهند.

 

ماموران رژيم در شهرهاي كردستان ابزار و اهرمي در ايجاد مزاحمت براي كار و كسب كارگران دستفروش و ديگر بخشهاي مختلف جامعه هستند.كميته كردستان حزب كمونيست كارگري از همگان مي خواهد كه با اتحاد و يكپارچگي خود مانع از دست درازي ماموران دولتي نسبت به كار و زندگي دستفروشان و مانع از هرگونه مزاحمتي از جانب مامورين منكرات به جوانان دختر و پسر شوند.

 

كميته كردستان حزب كمونيست كارگري ايران

7 بهمن ماه 86

27 ژانويه 2008

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

اعدام کودکان را متوقف کنید! 

موضوع: چهارشنبه دهم بهمن 1386 8:42

ده ها کودک در جمهوری اسلامی منتظر اجرای حکم اعدام هستند!

 

برطبق گزارشات منتشر شده، سعید جزِي را خطر اعدام تهدید می کند. سعید که در سن 17 سالگی به اتهام قتل مرتضی دستگیر شده بود در شعبه 1183 به اعدام محکوم شد است.

محمد مصطفايي وکیل سعید در  طی نامه ای غیر عمدی بودن قتل مرتضی را توضیح داده است و به کنوانسیون حقوق کودک که جمهوری اسلامی هم آن را امضاء کرده است اشاره کرده است و خاطر نشان ساخته است که سعید در حین ارتکاب قتل کودکی بیش نبوده است، صدور حکم وی غیرقانونی است و خواستار لغو حکم اعدام سعید شده است.

 

محمد لطيف یکی دیگر از موکلین آقای مصطقایی است که او هم در هنگام دستگیري 17 سال داشته و محکوم به اعدام است و طبق گفته وکیل وی اعدام وی قریب الوقوع است. در کنار این نوجوانان، ده ها کودک زیر 18 ساله در زندانهای سراسر جمهوری اسلامی، محکوم به اعدام هستند و منتظر اجرای حکم اعدام هستند. رضا علی نژاد، علي مهين ترابي، دلارا دارابی، حسین حقی، سینا پایمردی و  امير امرالهي تنها تعدادی از این نوجوانان هستند که به جای اینکه در مدرسه و دانشگاه، پارک و سینما وقتشان را بگذارند، در سلولهای تنگ و تاریک زندانهای جمهوری اسلامی ثانیه های انتظار را در وحشت اعدام می گذرانند.

 

جمهوری اسلامی به خاطر اعدام کودکان در سالهای اخیر به شدت از سوی سازمان ها و گروه های بین المللی دفاع از حقوق بشر، محکوم شده است. دنیا اعدام کودکان را در جهان تقبیح می کند. جمهوری اسلامی در سال 2007 تنها حکومتی بوده است که همچنان کودکان را به اعدام محکوم و اعدام می شوند.

 

کمپین نجات جان کودکان از اعدام در ایران که تحت عنوان "اعدام کودکان را متوقف کنید" در سال گذشته موفقیت های گسترده ای بدست آورده است را بیاد بیش از گسترده تر نمود. کمیته بین المللی علیه اعدام از مردم، وکلای مترقی، فعالین و مدافعان حقوق بشر دعوت می کند که به این کمپین جهانی بپیوندند. باید جمهوری اسلامی را بیش از پیش زیر فشار بین المللی و داخلی قرار داد و جان سعید، محمد لطیف و ده ها کودک و نوجوان دیگر را از مرگ حتمی نجات داد.

 

کميته بين المللي عليه اعدام

‏2008‏/01‏/29

www.adpi.net

تلفن تماس : 0046704917494

 

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

تعرض جديد دولت محلى كردستان عراق  

موضوع: دوشنبه هشتم بهمن 1386 22:43

به پناهندگان تيپف

 

براساس گزارشات رسيده به دبيرخانه فدراسيون امروز صبح دوشنبه ٢٨ ژانويه ماموران نظامى كردستان عراق در شهر اربيل عراق به هتل هاي محل اقامت پناهندگان تيپف (اعضاى سابق مجاهدين خلق) يورش برده و كليه اسناد اين پناهندگان از جمله ليسه پاس هاى عراقى آنها را گرفته و تا چندين ساعت محل اقامت آنها تحت محاصره نيروهاي نظامي بود. ماموران نظامى كردستان عراق به كليه پناهندگان (كه تعداد آنها بيش از ٥٠ تن گزارش شده)، دستور دادند  كه همه فردا ساعت ١٠ صبح در محل آسايش (اداره امنيت) اربيل حضور بهم رسانند.

 

همزمان با اين يورش نيروهاى نظامى كردستان عراق كنسولگرى جمهورى اسلامى در شمال عراق با تعدادى از پناهندگان تماس گرفته و آنها را تهديد نمودند.

 

اين تعرض جديد نيروهاى نظامي كردستان عراق به نظر ميرسد توطئه اى براي بازگرداندن اين پناهجويان به جمهورى اسلامى باشد.

 

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى ضمن محكوم كردن اين يورش غيرانسانى نيروهاي نظامى كردستان عراق، تلاش ميكند خبر اين يورش را به اطلاع نهادها و سازمان هاي بين المللى مدافع حقوق پناهندگى و انسانى در جهان برساند. ما همچنين از همه نهادها و جريانات مدافع حقوق انسانى ميخواهيم كه با اعتراض به دولت كردستان عراق خواهان تامين امنيت كليه پناهندگان و جلوگيرى از بازداشت يا استرداد آنان به ايران شوند. نبايد اجازه داد دولت كردستان عراق، خوش رقصى خود در مقابل جمهورى اسلامى را با  معامله بر سر مخالفين رژيم جمهورى اسلامي انجام دهد. كليه اين افراد بر اساس قوانين و تعهدات بين المللى پناهنده محسوب شده و هيچ نيرو و دولتى اجازه دست درازى و تعرض به آنها را ندارد. ما همچنين سكوت  كميسارياي پناهندگان سازمان ملل در قبال زندگى اين افراد را نيز محكوم كرده و خواهان دخالت فورى اين سازمان براى تامين امنيت جانى و زندگى آنان ميابشيم.

 

فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى دولت محلى كردستان عراق و كميسارياى پناهندگان سازمان ملل را مسئول هر اتفاقى براي اين پناهندگان ميداند.

 

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى

٢٨ ژانويه ٢٠٠٨

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

سایت روزنه 

موضوع: دوشنبه هشتم بهمن 1386 1:19

از سایت خبری روزنه دیدن کنید:

 

http://www.rowzane.com

 

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

گزارش تلفنی یکی از دانشجویان  

موضوع: دوشنبه هشتم بهمن 1386 1:12

آزادیخواه و برابری طلب از کوی دانشگاه تهران:

"مامورین یگانه ویژه به خوابگاه دانشجویان برای بار دوم حمله کردند. در ساعت اولیه صبح و تا نیمروز دیروزمامورین انتظامی و لباس شخصی ها همانطور که در گزارش قبلی گفتم در اطراف کوی دانشگاه و امیراباد شمالی حضور داشتند وتیمی از گروه ضربت که در عملیات ازال اوباش از ان استفاده می شد را در مسجد نبوت مخفی کرده بودنند در ساعت شش بعداز ظهر بیش از یکهزار نفر دانشجو در خیابان امیراباد شمالی تجمع می کنند دست به اعتراض و شعار دادن میکنند در این هنگام نیروهای ضربت وارد شده ولی دانشجویان مقاومت کرده و حتی درهای دانشگاه را میکنند وبعد با هوشیاری و دادن شعارهای خود به خوابگاه خود میروند. در ساعت دوازده شب خفاشان شب پرست و سایه سرکوب بر خوابگاه زمانی که دانشجویان در خواب بودن حمله میکنند و تعدادی از دانشجویان را دستگیر کرده و مورد حمله خود قرار میدهند. تعداد دیگری از دانشجویان از خوابگاه فرار کرده و در خیابانهای اطراف پراکنده میشوند. این در حالی است که بخاطر برف و سرمای شدید فردا مدارس تهران و کلیه پروازها را تعطیل نمودن و عزیزان ما این آینده سازان ما در سرما یا در زندان و بازداشتگاههای حکومت اسیر شدند یا در خیابانهای سرد تهران زیر برف آواره شده اند."

به نیروهای امنتی اخطار میکنیم! تلاش آنها برای سرکوب آزادیخواهی و برابری طلبی را به شکست میکشانییم!

آزادی و برابری

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

آخرین اخبار از کوی دانشگاه تهران  

موضوع: دوشنبه هشتم بهمن 1386 1:11

براساس آخرین گزارش رسیده از دانشگاه تهران، تظاهرات خشمگینانه بیش از١٥٠٠ تن از دانشجویان دانشگاه تهران كه از عصر امروز آغاز شده بود در زیر حملات مأموران انتظامی و برف سنگین تا ساعت٢١:٣٠ دقیقه ادامه داشت. در این تظاهرات شعار دانشجویان از جمله: ما فرزندان كاوه و سیاوشیم، تا سقوط این نظام از پا نمینشینیم ، حکومت زور نمیخوایم، پلیس مزدور نمیخوایم ، احمدی پینوشه، ایران شیلی نمیشه ، محمود احمدی نژاد، عامل تبعیض و فساد و دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد، دانشگاه پادگان نیست، آزادی دانشجوی زندانی بوده اند.
.مأموران گارد ویژه كه در طول تظاهرات مرتباً كمك میخواستند و دستههای تازه نفس به صحنه میآوردند، با استفاده از ماشینهای آبپاش و باتون به دانشجویان حمله میكردند، گارد ویژه ضد شورش و نیروی انتظامی از در جنوبی کنار دانشکده فنی وارد کوی دانشگاه میشود و ٢٠ نفر از دانشجویان معترض را دستگیر میکند. در جریان درگیری دانشجویان با گارد ضد شورش بیش از ٦٠ نفر از دانشجویان زخمی شده اند. اما دانشجویان كه درِ قفل شده دانشگاه را شكسته بودند و با پرتاب سنگ به درگیری با مأموران ادامه دادند، چندبار آنها را به عقب راندند. دانشجویان در ساعت ٢١:٣٠ دقیقه اعلام كردند كه تظاهرات را موقتاً پایان میدهند و فردا ٧ بهمن در صورتی كه خواست هایشان
برآورده نشده باشد، اعتراضات را با شدت بیشتری از سر خواهند گرفت

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

بازداشت 2 فعال دانشجویی در مشهد 

موضوع: پنجشنبه چهارم بهمن 1386 22:34

 
خبر ویژه آوای دانشگاه: بنا بر گزارشات رسیده به "آوای دانشگاه"٬ فرزاد حسن زاده و محمد زراعتی دو تن از فعالین دانشجویی چپ گرای دانشگاه فردوسی مشهد٬ امروز بعد از ظهر٬ ۴ بهمن ماه٬ دستگیر شده اند.

هنوز از نحوه ی بازداشت و محل نگه داری این دانشجویان خبری در دست نیست.

پیش از این نیز کمیته ی انظباطی دانشگاه فردوسی برای تینا حسینی از فعالین دانشجویی این دانشگاه حکم یک ترم محرومیت از تحصیل صادر کرده بود و ابوالفضل بهروزی را نیز به این کمیته احضار کرده بود.

نوشته شده توسط کامبیز حقیری | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

.

About
دنیا بدون فراخوان سوسیالیسم، بدون امید سوسیالیسم، و بدون "خطر" سوسیالیسم به چه منجلابی بدل خواهد شد(منصور حکمت)
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati